روز آسمونی ها

دستهایت را به سوی آسمان بلند کن و آرزوهایت را یکجا رها کن...

هدیه ای برای مادر...

-خوب شروع كنم ؟

-شروع كني؟چراتو؟

-خوب معلومه چون بزرگ ترم...

-عزيزم بزرگي به عقله نه به سن..

-ااا

-ارههه

-خوب باسه همينه مي گم ديگه..

-عجب رويي داري تو....

-خوب بابا نخواستيم، قيافه نگيراصلا باهم شروع مي كنيم. هان؟

-حالا اين شد يه حرفي ..

- بريم ؟؟

-بريم .ســــــــه.دو.يك.ســـــــــــلام سلاااااااااااااام به همه ي دوستاي خوبه خودمون

چه طورين بچه ها ؟آره ماييم غير منتظره بود نه؟؟؟؟مزه اش به همينه كه سورپرايز شيدمگه نه؟

خوب لازمه يه توضيح مختصر راجب اين وب بديم ،ما تو اين وب قراره جشن بگيريم يه جشن

بزرگ باسه آسمونيايي كه تبعيد شدن رو اين كره ي خاكي كه بقيه رو هم مثله خودشون آسموني

كنن..البته آسمونيايي كه مي شناسيمشون.....

خوب اين ازما شما جه خبر؟چه خبر از كادوها؟ اگه كادو خريديد كه خوش به حالتون اگرم نخريديد

نگران نباشيد فك كنم هنوز يه چند ساعتي و وقت داريد اگرم نشد بخريد ميتونيد بفروشيد .آره چرا تعجب

مي كنيد شما مي تونيد با يه بوسه با عشق ومحبت روي دست ماماناتون هديه شونو بهشون بدين

اين اپو كه اولين اپ اين وبمونه به مناسبت روز مادر تقديم  مي كنيم به همه ي فرشته هاي زميني

وماماناي فرشته وماه خودمون كه تو آغوش پر مهرشون  بزرگ شديم .....

.

.

مادر....

درآسمان شعر من

مثال صد ستاره اي

ستاره نه،تو ماه من تو آفتاب خانه اي

تو از فرشته پاك تر،زلال مثل چشمه اي

قصيده ي محبتي،سبد سبد ترانه اي

تودر سكوت لحظه ها كنار كوچه هاي شب

درالتهاب زخم ها و مرگ ونور و روشني

طلوع مي كني ومن دو باره گرم مي شوم

وفارغ از غم دل وحصار درد مي شوم

تو چون تمام عصمتي اصيل عشق ورحمتي

وجودو هستي مني

و اين دل كبوترم

به شوق آسمان  تو هميشه بال مي زند

به كوچه باغ خنده ات دل صبوروكوچكم

پراز سرور مي شود

به هاي هاي گريه ات

تمام هستي ام شبي

 مثال دود مي شود

تو جنت وبهشت من

بهشت زير پاي تو

سراي جاودان تو

تو اي هميشه مهربان

صفاي روح وجسم وجان

طلوع كن طلوع كن

مرا محاط نور كن

تو اي قلم به شاديش

براي ماندگاريش

بكوب پاي وشور كن

تو مادرم، تومادرم

تمام عشق وباورم

بهارم از تو بي خزان

كنار من بمان... بمان

 

 

زيبا ترين شعر هستي... مادر...

از پشت كوچه هاي شعر

طلوع مي كني وبيت هاي مرده ام

 دوباره زنده مي شود

دوباره ياد كودكي ،تداعي ترانه هاي زندگي

مرا به خويش مي برد

صداي لالايي ات ،نواي زار زاري ام

شبانه در بغل گرفته مهرباني ات

كه شمع مي شدي ومن

زنور تو،هميشه خواب آفتاب ديده ام

تو گرمي وجود من زلال وصاف مثل آب

تو كوهي از گذشتي ونمي روي زياد من

جواني ات به پاي ما خزان گرفت

وزير سايه هاي عصمتت

دل صبور وكوچكم بزرگ شد

زبانم الكن است

وصف تو چگونه كنم؟

تمام واژه ها به پاي تو ذليل مي شوند

وجود من زتوست هستي ام تويي

تغزلم،قصيده ام تمام شعر من تويي

تو آفتاب شعر من

نه ماه من

تمام بيت هاي من زتو جوانه مي زنند

نجيب وعاشق وصبور

بهشت زير پاي تو

سراي جاودان تو

تمام بيت هاي من

فداي چشم هاي تو

دليل بودنم تويي وهست من

فنا شود اگر كه لحظه ايي تو را

ميان غم ببينمت

مرا رها مكن،بمان

بهارم از تو بي خزان....

مادر سر چشمه گیتی…

غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که همچون خون

مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی سوار بر بال پرنده محبت دید.

آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه

محبتش لالایی اوست؟

مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن

بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد…

مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان

در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل

خاک…روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت.

 

وقتیکه من بزرگ شدم، شاید، معمار شوم

آنگاه، تمامی جهان را همچون بامی

بر فراز دستان تو، ستون خواهم کرد

وقتیکه من بزرگ شدم، شاید، پزشک شوم

آنگاه، با عطر تو نوشدارویی خواهم ساخت

بر تمام دردهای جهان

و آنگاه به سلامتی شان، با لب های تو

بر گونه های شادی تمام کودکان جهان، بوسه خواهم زد

وقتیکه من بزرگ شدم، شاید

یکروز با چتر گیسوان تو

از آسمان آرزوهایت

پروازی کنم بر آستان زمین

[زمینی که پای تو آنرا نگه داشته است ]

و آنگاه، خواهم دوید تا مرزهای درونت

و در پنهانترین گوشه های جنگل سبز آغوش تو، پنهان خواهم شد

اکنون را که نام نهادی فصل کاشت

فردا که من بزرگ شدم، در زمان برداشت

مادرم، به تو قول می دهم

من تو را دوست خواهم داشت…

منم و ...

منم و یه دست و دل باز از توی قلک تاقچه

بردارم بزر محبت واسه بارداری باغچه

من ازین دنیا چی میخوام، دوتا بال برای پرواز

برم تا روز تولد برسم به فصل آغاز

 خوب بریم سراغ یه سری اطلاعات راجب این روز:

بدون تردید، روز بین المللی زن و مادر، یکی از روز های مهم در تاریخ سده های اخیر جامعه بشری در

تلاش جهت کسب حقوق، دسترسی و استفاده عادلانه از امکانات مادی و معنوی جهان به شمار می

رود. 

ایده روز جهانی زن در اواخر قرن نوزدهم و به دنبال صنعتی شدن جوامع و ظهور ناگهانی زنان در عرصه کار

صنعتی مطرح شد. در روز ۸ مارس ۱۸۷۵ زنان كارگر كارخانجات نساجی در شهر نیویورك برای بهبود

شرایط كار و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزد، دست به تظاهرات زدند. این زنان اولین اتحادیه

صنفی زنان را در ماه مارس 1895 تشکیل دادند و اعتراض‌های مشابهی در همین تاریخ برای بهبود

وضعیت زنان شاغل در سال‌های بعد انجام شد. 

از سوی دیگر در روز 9 ماه مه سال 1905، آنا جارویس، زنی که روز مادر را بنیان گذاشته بود ، در گذشت.

دختر او که نیز نامش آنا بود، بر آن شد که کار جولیا وارد هاورد ،( شاعر صلح‌دوست ) را ادامه داده و

همچنین خاطره و سنت مبارزه مادرش را جاودانه سازد و از این نقطه تلاش خستگی ناپذیر وی برای

محقق نمودن این هدف آغاز شد. او در آغاز از كشیش منطقه خواهش کرد تا موعظه ای در زمینه نقش

مادر در جامعه ایراد كند. سپس با نوشتن نامه‌ای به قانون گذاران کشور تلاش خود را برای رسمی کردن

روز مادر آغاز کرد و دو سال بعد در دهم ماه مه برای اولین بار در شهری که مادرش در روزهای یکشنبه در

مدرسه کلیسا تدریس کرده بود، روز مادر را جشن گرفت. نهایتا در سال ۱۹۰۹ در پی اعتراضات فوق و

تلاشهای خستگی ناپذیر آنا جارویس روز 8 مارس به عنوان روز ملی مادر و زن در آمریکا به رسمیت

شناخته شد.

سال ۱۹۷۵ از طرف سازمان ملل متحد، سال بین المللی زنان اعلام شد و دو سال بعد یعنی در سال

 ۱۹۷۷ یونسكو ۸ مارس را به عنوان روز جهانی زن و مادر، به رسمیت شناخت. از آن روز به بعد ، در

چنین روزی مردان به زنان گل یا هدیه تقدیم می کنند و بدینوسیله از مبارزات انسانی زنان قدردانی می

کنند. نماد روز مادر برای مادری كه در قید حیات است یك شاخه میخك قرمز و برای مادری كه از دنیا رفته ،

یك شاخه میخك سفید است. آنا جارویس با ارائه این طرح ، بردن گل برای مادران را رواج داد. 

هرچند مجامع بین المللی 8 مارس را تنها بعنوان روز زن و مادر می نامند اما زن و کلمه مقدس مادر در

فرهنگ اصیل ایران اسلامی هم آغوش یاد و خاطره حضرت فاطمه (س) است. از این رو ، ایرانیان با توجه

به اهمیت جایگاه زن در خانواده بعنوان همسر و مادر و به پاس گرامیداشت روز تولد یگانه دختر پیامبر

اعظم ، حضرت زهرا (س)این روز را به عنوان روز زن و مادر اعلام می دارند.

روز های بیشماری به عنوان بزرگداشت از مناسبت های مختلف در این زمین خاکی به تجلیل گرفته می

شود اما بزرگداشت و تجلیل از روز مادر و زن جایگاه ویژه خود را دارد. تابستان امسال فرصت مناسبی

است تا آنگونه که شایسته مادران، همسران و زنان است از آنان تقدیر نموده و با هدیه ای سپاس و

قدردانی خود را نشان دهید. 

.

.

.

.

.

میم مثل ما...میم مثل مریم...میم مثل مادر

كاشكي مي شد بهت بگم چه قدرصداتو دوست دارم

چه قدر مثله بچگيام لالايياتو دوست دارم

سادگياتو دوست دارم خستگياتو دوست دارم

چادر نمازو زير لب خدا خداتو دوست دارم

کاشکی رو طاقچه ی دلت آینه و چمدون میشدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بنشونم

لالايي لالایی لالا لالا

بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمارم

پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب اگه بد با تو برام دیدنیه

باغ گلای اطلسی با تو برام چیدنیه

لالایی لالایی لالا لالا

مادررر مادررررررر

.

.

.

.

.

.

 فرشته مهربونيا ،پري خوشگل وخوش قلبم ،پرنورترين ستاره ي كهكشون بي نام ونشون قلبم

خيلي ساده مي گم چون مي دونم سادگي و بيشتر دوستداري ،دوســـــــــــــت دارم  به اندازه اي كه

حتي از تصورم خارجه ،اندازه ي آسمونا ،اندازه ي اقيانوس ها ، اندازه ي فضاي بي انتها؟ نه ازاونم

بيشتر دوست دارم  .  مي دونم حسابي اذيتت كردم ولي خوب اينم مي دونم بخششت بي انتهاست و

منوبخشيدي بااين حال اگرم نبخشيدي همين جا تو همين لحظه ازت معذرت مي خوام ومي خوام كه

منو ببخشي....

مامان ماهم ببخشيد اگه نتونستم يه كادوي قشنگ اون طور كه لازمه بهت هديه بدم آخه تو كه از

وضعيتم خبر داري موجودي

ته كشيده شرمنده اين تنها كاري بود كه تونستم انجام بدم اميدوارم خوشت اومده باشه

 

 

توي باغا گل سرخي توي آسمون ستاره

جايي رو سراغ ندارم كه نشون از تو نداره

عكس تو جور عجيبي توي چشمام مي درخشه

ديوونم خدا مي دونه كا ش خودش منو ببخشه

 

رنگين كمونم سادس

پهلوي تو بي رنگه

چشماي تو كه باشه

جاي آسمون تنگه

با اسم تو سيمرغا

پر مي كشن وميرن

با برق نگاه تو

مي سوزنو ميميرن

 

 

 

 

مادرم وقتی تو غربت یاد یاران می کنم       عکس ماهت رو همیشه بوسه باران میکنم

مادرم  اگه خدا خواست که به خدمتت بیام        جان فدای تو به رسم جان نثاران می کنم

مادر صفاتو قربون

شوق نگاتو قربون

وقتی صدام می کنی

زنگ صداتو قربون

کم نشه سایت از سرم

الهی قربونت برم

اونی که فدات می شه منم

ای همه جان و تنم

مگه ازت دل می کنم

کسی جای تو رو توقلب من نمیگیره هرگز …مادر

ارادتمندی در وجود من نمیمیره هرگز …مادر

ای شاه بیت ترانه عشق ای وجود تو بهانه عشق

مادرم فکر نکن  حتی یه لحظه از تو غافلم توئی گل سرسبد باغ و گلستان دلم

مادرم اینو بدون توئی تو دنیا عزیزترین کَسم

دلم می خواد همش بگم دوست دارم..مادر با هر نفسم

تو حیا ط خونمون عطر گل یاسمنه         آروم آروم اطلسی تو باغچمون دور می زنه

این طرف یاس و بنفش اون پر نسترنه       اما توی باغچه مامان گلی گل منه

مادرم تو نوگلی گل واسه گل گلدون طلائی

مادرم غنیمتی بخدا تو هدیه خدائی

مادرم بخدا هیچ گلی بو ی وفای تو رو نداره

کنار عطر عشق تو حتی اقاقی کم میاره ….

 

ستاره: مامان جون میخواستم یه بارم شده از طرف خود خودم بهت کادو بدم. آخه کادوهای قبلیم از پولای خودت

بوده. امیدوارم از این کادوی من خوشت اومده باشه. روزت مبارک

فاطمه:قشنگ ترین هدیه ی آسمونی خیلییییییییییییییییییییییییییی  دوست دارم. این اولین هدیه ایه که واقعا از

طرف خودمه قبلیارو می دونی دیگه گفتن نداره .می دونم اونی که باید باشه نیست ولی چی کار کنیم دیگه

وسعمون بیشتر از این نرسید تازه اینم دنگی پول گذاشتیم با ستی  بااین حال اگه پول تو جیبیمو ۳برابر کنی قول

میدم دفعه ی بعدی یه چیز بهتر بهت بدم.....اوه اوه چرا چشم غره میری ...باورکن اگه پول تو جیبیمم قطع 

کنی بازم همون فرشته ی آرزوهای خودمی .بازم می گم ُُُدوست دارم روزت مبارک

ستاره: از طرف خودم هم به مادر کامران و هومن که پسرایی به این گلی تربیت کرده تبریک میگم. دستتون درد

نکنه حالا کامی هومی بین خودمون چی باسه مامانیتون خریدین؟ کلکا!به من بگید من دهنم قرصه

.

.

.

.

.خوب مرسی ازهمتون که قدم رنجه کردین وتشریف آوردین بالاخره اولین جشنمون بود اگه کم وکسری داشت به

بزرگیه خودتون ببخشید .امیدواریم خوشتون اومده باشه.نظر یادتون نره ها منتظریم

احتمالا اپ بعدیمون هفته ی دوم تیر باشه .آخه آزمون داریمبرامون دعا کنین

دوستون داریم فعلا بابای

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 16:59  توسط ستاره و فاطمه  |